- خانه ىِ بنده كجاست؟
«در فلق بود» كه يك آدمِ مادر مرده.
آدرسِ خانه ىِ آينده ىِ خود،
)يعنى آن تكّه زمين را كه چهار ماهِ پيش
در همين بنگاهى، قولنامه كرده(
از مديريّت محبوبِ «آژانسِ مسكن» مى پرسيد.
صاحبِ بنگاهى
- با صدايى دو رگه، آن هم از لاى سبيلِ پُرپُشت -
در جوابش فرمود:
«آى عمو، با تو هستم، داشّم!
«نرسيده به درخت»
درّه اى هست كه از جيبِ حاجى ت گودتره،
توش پُر از ماسه و سنگ.
مى روى تا تهِ اون درّه كه از نافِ گدوك
«سر به در مى آرد»
پس به سمتِ گَوَن ها مى پيچى،
دو قدم مونده به اون قُلّه ىِ كوه،
پاىِ چن تا صخره،
سى - چهل آدمِ مفلوك، درست عين خودت، مى بينى،
كه توىِ پوز و دكِ
برچسب: روىِ,سهراب,سپهرى,نشانىِ,زمينِ,خريدارى,حمید,آزاد,
نویسنده: یونا مهدوی
تاريخ: دوشنبه
30 مرداد
1396 ساعت: 5:13